Furniture

نماد یین یانگ – نظم و هرج و مرج

یکی از صحبتهای جردن پیترسون در YouTube ، که جرات می کند بگوید به خدا اعتقاد دارد برخورد کردم. بعد از آن ، همانطور که یوتیوب انجام می دهد ، من را به یک ویدیوی مرتبط سوق داد که یکی از سخنرانی های قدیمی دانشگاه او را نشان می داد ، جایی که او معنای نماد یین یانگ را بیان کرد. این نمادی است که در طول زندگی ام دیده ام اما هرگز نشنیده ام که با این عمق معنا توضیح داده شود.

“نماد یین یانگ به دلایل مختلف جالب توجه است ، زیرا دائوئیست ها معتقدند که این نماد نشان دهنده” بودن. ”

“اکنون ، بودن همان واقعیت عینی نیست. بودن چیزی است که شما به عنوان یک موجود آگاه تجربه می کنید. این وجود دارد. و برای موجود دائوئیست از این دو عنصر تشکیل شده است – نظم و هرج و مرج. دلیل آن کاملاً ساده است – هر کجا که بروید ، و هر زمان که زندگی می کنید ، و هر کسی که باشید ، هر محیطی که در آن قرار دارید از چیزهایی که شما می فهمید و مواردی که به همان روشی که شما انتظار دارید و چیزهایی که شما نمی فهمید و این می تواند هر لحظه فرش را از زیر شما بیرون بکشد.

“بنابراین به تعبیری اینها نمادینی از تغییرناپذیرترین عناصر هستی – واقعی ترین چیزها هستند.

“یک فرد معمولی به این موضوع نگاه می کند و فکر می کند ،” خوب ، آنها واقعی نیستند. ” آنها واقعی هستند. در واقع آنها بیش از حد واقعی هستند ، زیرا یکی از مواردی که واقعی را تعریف می کند دائمی بودن آن است. و این دائمی است. مهم نیست که به کجا بروید چیزهایی وجود دارد که شما می دانید و چیزهایی که نمی دانید ، و مهم نیست که شما کی هستید. دائمی است ، بنابراین بخشی از چشم انداز وجودی انسان است.

“نکته جالب دیگر در مورد نماد یین یانگ: در گلدانهای سیاه کمی نقطه سفید و در گلهای سفید نیز نقطه سیاه کمی وجود دارد. دلیل این امر نیز دائوئیست ها است که هرج و مرج می تواند هر لحظه به نظم تبدیل شود ، بنابراین یک نظم جدید می تواند از یک ساختار آشفته بیرون بیاید. این به نوعی انقلابی است. اما به همین اعتبار ، اگر در مکانی منظم و قابل پیش بینی باشید ، ممکن است اتفاقی بیفتد که شما را فوراً در یک وضعیت آشفته قرار دهد. بنابراین حتی اگر این دو مورد به نوعی با یکدیگر مخالفت کنند ، یک تعامل پویای مداوم بین آنها وجود دارد.

“آخرین نکته جالب در مورد این نماد یک ایده درخشان است زیرا Dao همچنین به معنای” راه “است و راه مرز بین این دو است. این نشان می دهد که موقعیت مطلوب برای یک انسان در هرج و مرج و نظم نیست ، زیرا اگر خیلی منظم باشد پس توتالیتر است و اگر خیلی آشفته باشد ، انزجار و ترس و درد عاطفی و افسردگی است.

“پس مکان مناسب کجاست؟ پاسخ دائوئیست درست روی خط است ، جایی که شما یک پا را مرتب می کنید تا نسبتاً پایدار باشید ، و پای دیگری را در هرج و مرج دارید تا چیزهای جدید و جالب و جذاب و دگرگون کننده ای برای شما اتفاق بیفتد. سیستم عصبی شما اساساً هنگامی که در آنجا هستید با ایجاد علاقه به هر آنچه درگیر آن هستید به شما می گوید. واقعیت این است که چیزی که درگیر آن هستید گریبان شما را می گیرد ، که در واقع یک فرایند ناخودآگاه است ، به این دلیل است که سیستم عصبی که خود را با هرج و مرج و نظم سازگار کرده است ، به شما می گوید اگر درگیر و علاقه مند باشید ، در مکانی هستید که تعادل بین نظم و نظم کامل باشد.

“در مورد آن فکر کنید. خواندن مقاله ای [تحقیقی] که به هیچ وجه نمی توانید آن را درک کنید ، فایده ای ندارد ، حتی اگر از نظر فرضی یک مقاله فوق العاده آموزنده باشد ، اما نمی توانید آن را درک کنید زیرا همه چیز برای شما هرج و مرج است. و اگر شما قبلاً اطلاعات را از آن استخراج کرده اید ، هیچ دلیلی برای خواندن مقاله برای دهمین بار وجود ندارد. خسته کننده خواهد بود.

“پس شما چه می خواهید؟ شما مقاله ای می خواهید که تقریباً بتوانید آن را درک کنید ، [در آنجا] چهارچوبهای شناختی که می فهمید برای انجام مراحل بعدی به سمت ناشناخته کافی است و مقاله شما را از این طریق آگاه می کند. کتابها چنین کاری می کنند. فیلم ها این کار را می کنند. گفتگوها این کار را انجام می دهند. حتی خطوط فکری این کار را انجام می دهند. اگر آنها دقیقاً از سطح پیچیدگی مناسبی برای شما برخوردار باشند ، قصد دارند شما را درگیر کنند. ”

یک داستان خوب دفعه بعد که نماد رشد کرد به من می چسبد.

با مجوز از www.jordanpeterson.com .

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *