Furniture

طراح و مرد فنی

broken piggy bank

آیا کسی از لوله کش خود می خواهد به صورت رایگان کار کند؟ مکانیک شما هم همینطور. حسابدار شما وکیل. هک ، حتی بچه ای که صبح شنبه برای ده دلار چمن هایت را می برد. وقتی نوبت به طراحی می رسد ، به نظر می رسد بسیاری از افراد به طور مشابه مستعد نیستند و درخواست کار رایگان ، کار با تخفیف و کار با تخفیف قاعده است و نه استثنا.

من مطمئن نیستم که چرا چنین است.

شاید به دلیل اینکه بیشتر کارهای پایان پروژه روی رایانه انجام می شود ، این تصور وجود دارد که هر کار طراحی فقط چند دقیقه طول می کشد و دکمه جادویی “طراحی این” وجود دارد. یا شاید به این دلیل است که طراحی کاری نیست که اکثر طراحان انجام می دهند ، اما آنچه که هستند منجر به این برداشت می شود که چون (از لحاظ تئوری) از کاری که انجام می دهیم لذت می بریم ، بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که برای زمانی که برای این کار صرف می کنیم ، حقوق بگیریم .

این کار را به صورت رایگان انجام دهید و من کارهای زیادی پیش روی شما قرار داده ام

در هر صورت ، درخواست کار رایگان و مشخصات اغلب در حرفه طراحی وجود دارد. مشکل این است که رایگان کار کردن ، حتی اگر با خلوص ترین اهداف انجام شود ، به نفع خودتان نیست. یا در پاسخ به درخواست “فقط این کار را انجام دهید ، و من کارهای آینده زیادی دارم که به راه شما می آیند”.

اگر برای هر بار شنیدن صدای “کار آینده” نیکل داشتم – می دانید ، “فقط این کار را بکن و من یک کار آینده در پیش خواهم داشت” – خوب ، من می خواستم نیکل زیادی دارد به طور کلی ، من این مشتریان بالقوه را با پیشنهاد همیشه سخاوتمندانه آنها قبول نمی کنم. نه به این دلیل که من مقداری پریمونا هستم. اصلا. پاسخ معمول من در مورد “وعده کار آینده هیچ ارتباطی با نحوه برخورد ما با این پروژه ندارد” به یک دلیل ساده داده می شود: وقتی مردم قول می دهند یک تن کار کنند اگر یک کار را به صورت رایگان انجام دهید ، به ندرت واقعی هستند. کار با مدت زمان محدود در آینده منجر به کار اضافی با حقوق نمی شود. آنقدر سازگار است که کاملاً قانون است.

حتی با وجود مشتری های فعال و پروژه های فعال ، انجام کار رایگان می تواند مشکل ساز شود و ممکن است نتیجه معکوس نتیجه مورد نظر شما باشد. من می خواهم در مورد یک حادثه اخیر در مغازه به شما بگویم ، جایی که “انداختن” برخی از کارها به صورت رایگان نه تنها کمکی نکرد ، بلکه در نهایت برای من یک مشتری مناسب و معقول هزینه کرد. من از نام های واقعی استفاده نخواهم کرد ، اما صرف نظر از این ، این واقعیت ، منفی عملی کار رایگان را کاملاً واقعی نشان می دهد.

طراح و صاحب فن

این برنامه برای فرض کردن Bob’s Money Mart بود. این یک پروژه کاملاً ساده طراحی وب بود. باب مشتری فوق العاده ای بود ، شاید کمی در زمان زایمان سخت گیر بود ، اما مشتری ای بود که کار در آن خوب بود. او محتوای وب خود را به موقع آماده کرد (مانعی برای بسیاری از پروژه های وب) ، به پیشنهادها گوش می داد و بیشتر می دانست چه می خواهد.

ساخت بدون مشکل انجام شد. همانند ایجاد انیمیشن Flash که بسیاری از رابط سایت را تشکیل می دهد. از آنجا که باب بسیار منطقی بود ، من بدم نمی آمد که وقت اضافه ای اضافه کنم تا سایت وی در یک مهلت بسیار محدود راه اندازی شود. من چند ساعت پس از زمین بازی تجدید نظر کردم. من تلفن همراه شخصی خود را دادم تا او بتواند شبانه با من تماس بگیرد (گاهی اوقات یک پیشنهاد خطرناک – به دلیلی دفتر و دستیار دارم). من حتی یک همکار پولی برای کمک به تسریع در کار آوردم.

همه مواردی که در نظر گرفته شد ، پروژه نرمتر از یک برنامه معمولی طراحی وب بود. من حتی مجبور نبودم که پرونده ها را روی سرور Bob نصب کنم. او مسئولیت رسیدگی به این کار را به یک شخص فنی “برای من یک ثروت زیاد” داد و در پایان پروژه من پرونده ها را به راحتی ZIPPed کردم و آنها را به داخل اتر فرستادم. مشتری یک کمپین خوشحال بود و سایت جدید خود را دوست داشت. از نظر تجاری ، این پروژه در نهایت سودآوری بالایی داشت. برنده شوید ، برنده شوید.

خطر freebies

پس از راه اندازی سایت ، باب خواستار برقراری فرمهای ارتباطی شد. گویا پسر فنی “هزینه بالایی دارد” نمی دانست چگونه یک نفر را تنظیم کند (با نگاهی به گذشته ، فکر می کنم او خیلی خوب می دانست) ، بنابراین من پیشنهاد کمک کردم. من اسکریپت PHP داشتم که چند سال پیش یک توسعه دهنده وب برای من ایجاد کرد. من نمی خواستم باب توسط اسپم مورد هجوم قرار بگیرد ، بنابراین یک اسکریپت CAPTCHA سفارشی به او دادم که برای ساختن سایت قبلی به شخصی پول پرداخت کرده بودم.

طبق توافق اولیه ما ، از آنجا که این کار اضافی پس از نهایی شدن پروژه و پس از “زنده بودن” سایت در حال انجام بود ، من باید مبلغی را بالاتر از بودجه اولیه از باب جریمه می کردم.

اما من این کار را نکردم.

تفکر من چیزی شبیه به این بود:

1) باب مشتری بسیار خوبی بوده است
2) من اسکریپت های آماده شده را داشتم
3) پروژه با چند ساعت مانده به بودجه به آسانی پایین آمد
4) اگر من باب را با کمک به او خوشحال کردم که این کار منجر به کار آینده خواهد شد

بله آن شاه بلوط قدیمی.

من متن ها را برای پسر فنی Bob ارسال کردم و او پرونده ها را بارگذاری کرد. مشکل این بود که او نتوانست کاری کند که آنها کار کنند (یک بار دیگر ، فکر می کنم او می توانست چنین کاری کند) و حالا به باب می گفت که اختلال در کارکرد فیلمنامه تقصیر او نبوده است. باید اسکریپت برنده طراح احمق باشد.

حالا باب شروع به استفاده از شماره تلفن همراهی می کند که قبلا به او دادم. او خیلی خوشحال نیست زیرا پسر فناوری او هزینه زیادی را به او تحمیل می کند و تنظیم فرم / سیستم CAPTCHA “بسیار گران” خواهد بود. یک بار دیگر پیشنهاد کمک کردم. می دانستم که متن ها به خوبی روی سرورهای من کار می کنند. احتمالاً به برخی از اصلاحات نیاز داشت تا بتواند روی او کار کند.

و من آن را عملی کردم.

در اینجا مالش وجود دارد: یک “لطف” ، با استفاده از اسکریپت هایی که برای آن پرداخت کرده ام ، صبح روز شنبه پنج ساعت دیگر با رفت و برگشت غذا خورده بود ، این را بررسی می کرد ، بررسی می کرد ، بارگذاری پرونده و غیره و غیره. اکنون پروژه بیش از زمان پیش بینی شده پیش رفته بود. مسئله بزرگی نیست ، اما با یک لطف رایگان موفق شدم یک پروژه سودآور را به پروژه ای تبدیل کنم که چندان سودآور نباشد.

آه ، در پایان روز ، من به باب نشان داده بودم که من مرد خوبی هستم و حسن نیت مشتری را ایجاد کرده ام. تنها کاری که باید انجام می دادم صبر کردن برای کار اضافی بود.

کاملاً نیست.

حدود یک ماه بعد ، نامه الکترونیکی از باب دریافت کردم. شخصی در دفتر کار خود به ایده ای فوق العاده رسیده است – چیزی از فیلم که آنها می خواستند در سایت استفاده کنند. آنها باید صفحه را اضافه کرده و به سیستم منو اضافه کنند. زیاد نیست ، اما مدتی طول می کشید تا طرح را دوباره بچرخانید.

به خواسته ها نگاه کردم و فهمیدم سه یا چهار ساعت طول می کشد. به باب گفتم که فقط دو نفر از او هزینه می گیرم. خوب ، حتی این هم نبود. باب این واقعیت را سال کرد که من هر چیزی را به او حساب خواهم کرد. پس از همه ، من “آن فرم را بعد از راه اندازی وب سایت اضافه کردم” ، پس چرا این درخواست متفاوت بود؟

آیا تا به حال سعی کرده اید برای مشتری توضیح دهید که چگونه یک قسمت از پروژه به عنوان لطف انجام شده در حالی که انتظار دارید برای قسمت دیگر پول دریافت کنید؟ این بحث آسانی نیست.

باب بدون اینکه صورتحساب را به او بدهد ، خواستار تغییر در من شد. او به من یادآوری کرد که “کارهای زیادی” در راه ما قرار دارد و اگر فقط این یک تغییر را انجام می دادیم ، همه از آن ما بود.

پایم را پایین گذاشتم.

اگر باب از من می خواست تغییرات را ایجاد کنم ، مجبور بود برای انجام آنها به من پول بدهد. پست الکترونیکی اجتناب ناپذیر “ارسال پرونده های فتوشاپ به پسر فناوری ما” ساعاتی بعد آمد. من شک دارم که پسر فنی “برای من یک ثروت تمام می شود” باب تغییرات را انجام داده است. و به راحتی برای آن صورتحساب صادر شد. انتظار ندارم بار دیگر از باب بشنوم.

چگونه برای وقت خود احترام بگذاریم؟ قبض آن را بدهید.

ببینید ، این مسئله است. وقتی نوبت به فناوری رسید ، باب دانست که “یک ثروت هزینه دارد.” باب هرگز وقت این فرد فنی را تلف نکرد زیرا می دانست که باید هزینه آن را بپردازد. من آن را با انجام کار رایگان به عنوان یک لطف پیچیدم. باب به وقت پسر فن احترام گذاشت ، گرچه هنوز هم دردسر او را برای او دردسرساز بود. من به باب دلیل داده ام که به من احترام نگذارد.

وقتی نوبت به نصب فرم تماس با Bob رسید ، عامل مهم این بود که من در حال حل یک مشکل هستم. یک مشکل بسیار بزرگ باب خوشحال می شد که بابت حل این مشکل هزینه کند. با این حال فکر کردم که باید قدم اضافی بردارم و مشکل او را به صورت رایگان حل کنم. در آن زمان من روابط تجاری را برای همیشه تغییر داده بودم. باب اکنون می دانست که من تجدیدنظرهای “بدون هزینه” را انجام می دهم. تنها کاری که او باید انجام می داد این بود که بفهمد برای من “انگیزه” دارد. که به یک بازی با شکوه “مرغ” تبدیل شد. و همانطور که هرکسی می داند ، هنگام بازی “مرغ” شما باید آماده باشید تا تمام کار را انجام دهید.

در این حالت ، رفتن در تمام راه یک مشتری مناسب و معقول و پردرآمد را از دست داد.

بنابراین دفعه بعدی که مشتری درخواست کرد کار را به صورت رایگان انجام دهید ، این داستان کوچک را در ذهن داشته باشید. و قبل از اینکه بخواهید کارهای طراحی را بدون قبض آن انجام دهید ، خیلی فکر کنید. در دراز مدت ، آنچه را که فکر می کنید به سرانجام نمی رساند و ممکن است در نتیجه روابط خوب طراح / مشتری را به یک رابطه بد تبدیل کند.


بیشتر بخوانید افکار طراحی استیو را در وبلاگ خود ، The Logo Factor

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *