Furniture

روبرو شدن با سخت ترین مشتری طراحی شما

nut cracker bowl

وقتی برای یک شرکت بزرگتر در یک اتاقک زحمت کشیدم ، به نظر می رسید که رفتار مطیعانه ام مورد انتظار ، تحسین و پاداش است. هنگامی که من مشاغل شخصی خود را افتتاح کردم ، همان رفتار مطیع باعث شد که من مانند یک سگ با دستمزدی کار کنم که حتی یک سگ نمی تواند با آن زندگی کند.

من بسیاری از پست های وبلاگ مستقل را در مورد مدیریت مشتریان دشوار خواندم. به نظر می رسد همه آنها از سخت ترین مشتری از بین می روند.

شما.

احساسی که نسبت به خود و استعداد دارید احساس تعامل با مشتری شماست. به مشتریان خود به عنوان آینه فکر کنید. اگر شکایت دارید که رفتار خوبی با شما ندارند ، احتمالاً به این دلیل است که به آنها یاد داده اید که با شما رفتار خوبی نداشته باشند. اگر شکایت دارید که آنها به موقع به شما پول نمی دهند ، احتمالاً به این دلیل است که به آنها یاد داده اید که به موقع به شما پول ندهند. اگر شکایت دارید که آنها انتظار دارند شما کاری را انجام دهید که با آن موافقت نکرده باشید ، احتمالاً به این دلیل است که به آنها یاد داده اید کارهایی را که با آن موافقت نکرده اید به شما بدهند.

اکثر ما در اوایل زندگی این رفتار حقه بازی را یاد می گیریم و با بزرگ رفتن به سمت این رفتار تقویت می شود. به من آموختند که به والدین ، ​​معلمان ، عاشقان ، رئیسان و رهبران دولت موکول کنم. شایعات حاکی از این بود که اگر برای خودم بایستم ، اتفاق افتضاحی رخ می دهد – من مجازات می شوم ، می ریزم ، اخراج می شوم یا به زندان می افتم. آیا تعجب آور است که من به مشتریان نیز موکول شده ام؟

وقتی برای یک شرکت بزرگتر در یک اتاقک زحمت کشیدم ، به نظر می رسید رفتار مطیعانه ام مورد انتظار ، تحسین و پاداش است. هنگامی که من مشاغل شخصی خود را افتتاح کردم ، همان رفتار مطیع باعث شد که من مانند یک سگ با دستمزدی کار کنم که حتی یک سگ نمی تواند با آن زندگی کند.

این کار کاملاً به تمرین قدرت ذهنی نیاز داشت ، اما من سرانجام به سخت گیرترین مشتری خود – من که حیرت زده ام – گفتم که پیاده روی کند. این به بزرگترین مشتری من – قدرتمند من – اجازه داد از طرف من طرفداری کند. اکنون مرزهای مشخصی را تعیین و حفظ کرده ام و تصمیم می گیرم که چگونه می خواهم با من رفتار شود. نتیجه؟ مشتری های من یک طراح با اعتماد به نفس بیشتر ، یک محصول با طراحی به مراتب بهتر و یک مشارکت مبتنی بر صداقت و نه ترس دارند.

برخی از جنبه های روابط کاری بیش از دیگران شما را دلزده می کند.

گفتگوی فروش

گفتگوی فروش دقیقاً همین است – زمانی دلسوزانه برای شناختن شما و مشتری بالقوه شما. شما سعی می کنید به مشتری کمک کنید تا بفهمد مشکل واقعی او چیست و آیا شما بهترین فردی هستید که به او کمک می کند تا آن را حل کند. گاهی اوقات هستی ، گاهی اوقات نیستی. آنقدر شجاع باشید که تمام سوالات مورد نیاز خود را بپرسید تا بتوانید آگاهانه تصمیم بگیرید.

اگر احساسات خنده دار ، درخواست مهلت تمسخرآمیز یا جلوگیری از پرداخت هزینه خود را دارید ، از دور شدن از مشتری ترس ندارید. بهتر است اکنون از نیمه راه پروژه دریابید که مشتری سابقه بلاتکلیف یا کنترل کننده بودن را دارد. به یاد داشته باشید ، ناامیدی تنها در صورت واقعی بودن آن زنده است.

قیمت گذاری

هزینه را عرق نکنید. این که شما مشتری چقدر می تواند پرداخت کند ، به شما بستگی ندارد. هیچ چیز بدتر از این نیست که مشتری ای را که برای شما یک داستان گریه کرده است و بعداً فهمید در یک عمارت 2 میلیون دلاری زندگی می کند در حالی که دوش دارید و از کابینت آشپزخانه خارج می شوید ، کم کاری می کنید.

قسمت عمده هزینه شما باید با توجه به احساس شما نسبت به کار و سود شما تعیین شود. اگر مشتری می خواهد با شما قیمت معامله کند ، به سادگی به او بگویید که چانه نمی زنید. آنها می توانند بهای شما را پرداخت کنند یا به دنبال شخصی می گردند که به کار خودش اعتقادی نداشته باشد. در واقع فروش راه حل های طراحی گران تر از راه حل های پایین بشکه آسان تر بود.

قرارداد

اطمینان حاصل کنید که هر مشتری – حتی اگر عضو خانواده یا دوست باشد – قرارداد یا یادداشت تفاهم امضا کند. این سند به طور خلاصه توضیح می دهد که مشتری چه خواهد گرفت و چه نخواهد گرفت. اگر مشتری از شما بخواهد کاری فراتر از آنچه در آن توافق کرده اید انجام دهید ، این یک سفارش تغییر در نظر گرفته می شود. به آنها بگویید اضافی خواهد بود. آنها این کار را در شرکت های مهندسی انجام می دهند. شما باید این کار را در تجارت طراحی خود انجام دهید. و مواظب به مهلت های جعلی و تصمیم گیرندگان جعلی باشید. مهلت های محدود ، اگر تصمیم دارید یکی از این موارد را به عهده بگیرید ، باید هزینه بیشتری داشته باشید. دلسردتر از کار شبانه روز ، روزهای هفته و آخر هفته ، یافتن طرح شما برای سه ماه متوقف شده است زیرا شخص واقعی تصمیم گیرنده ناگهان از پشت پرده شرکت بیرون رفت.

بلاتکلیفی

برخی از مشتریان با صرف انرژی زیاد روند طراحی را شروع می کنند. همه چیز عالی پیش می رود و سپس BOOM ، آنها به دیوار بلاتکلیفی برخورد می کنند و هفته ها / ماهها یک بار ناپدید می شوند. شما با آنها تماس می گیرید و تماس برگشتی دریافت نمی کنید. شما برای آنها ایمیل ارسال می کنید و ایمیل برگشتی دریافت نمی کنید. اگر این کار بیش از یک ماه ادامه داشت ، هر چیزی را که به شما بدهکار هستند به آنها قبض کنید و آماده ادامه کار باشید. در صورت بروز این قسمت ، حتماً در قرارداد خود قسمت پرداختهای پیشرفت / پروژه های لغو شده را بنویسید.

در ابتدا ایستادن در برابر خود مشتری wimpy-مشتری ممکن است سخت باشد. غر زدن ، سرزنش و بهانه هایی که از مغز شما می گذرد ممکن است به سراغ شما بیاید. به یاد داشته باشید ، این فقط ترس از بلعیدن گوش شماست! دوره ترسناک را حفظ کنید. به زودی شجاعت کافی را ایجاد خواهید کرد تا رفتار شکننده کسب و کار خود را راه بیندازید.

جولیتا “جولی” ناردونه ، از طراحی ترسناک ، خدمات مارک و طراحی گرافیکی را به شرکت های کوچک / متوسط ​​و غیر انتفاعی جولی در اشلند ، ماساچوست مستقر است و شما می توانید مقالات دلگرم کننده بیشتری را از طریق منابع طراحی بدون ترس page.

تصویر از طریق Thinkstock

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *